همیشه آدمایی که اعتقادات قوی ای دارن مورد تحسینن...اما هر چی فکر میکنم نمی دونم چرا....وقتی یه اعتقاد قوی باشه اما نتونه کسی رو قانع کنه چه ارزشی داره....وقتی چیزی بدون منطق حتی تا اعماق ذهن رفته باشه چه ارزشی داره....
دیروز با یکی از دوستان داشتم بحث میکردم ولی فکر نکنم بشه اسمشو بحث گذاشت چون من حرفمو با منطق میزدم اما اون با منطق بی منطقیش نه میتونست ثابت کنه حرف من اشتباست نه میتونست از اعتقادات خودش دفاع کنه....دیگه آخر بحث میخواستم یا خودمو خفه کنم یا اونو...بهش میگم عزیزم بگو چرا حرف من غلط و حرف تو درست...اونم در جوابم میگفت من نمیدونم فقط میدونم ...................................
یکم که فکر میکنم میبینم اگه همه ی ما فقط یه دقیقه به خودمون فکر کنیم دلیل خیلی از کارامونو نمیدونیم چون چیزایی بوده که از بچگی از خونه گرفته تا مدرسه بهمون تزریق شده من بادرست وغلط بودنش کاری ندارم اما چرا باید بهمون تزریق بشه قبل از اینکه خودمون به این باور برسیم؟!...
*************************************************************
نمی دونم تا بحال شده یه بار به صحبتای خاله شادونه یا خاله مهتاب یا عمو پورنگ یا عمو قناد یا خاله
نگار...(خدا زیاد کنه!)گوش بدین...رو مخ بچه ها کار میکنن وبه قول خودشون برنامه هاشون آموزنده هم هست اما از نظر من یه سری حرفای تکراریه که آخرش از بچه های ماچی بسازه خدا میدونه....
همش سعی دارن بچه های باادب وباشخصیت وبه قول خودمون مثبت تربیت کنن اما نمیدونن که ما به بچه های جسور وباهوش وزرنگ نیاز داریم بچه ای که حتی با سن کمش بتونه منتقد خوبی باشه یه بچه که همش حرفا ی بزرگتراشو گوش نده حتی با سن کمش بتونه برای خودش حرفی برای گفتن ودفاع کردن داشته باشه....اما تلویزینو که روشن میکنی با حرفاشون ....((سلام بچه ها به بابامامان ومعلماتون احترام بذارین...اسباب بازیاتونو خودتون جمع کنین...به مامانتون تو کارای خونه کمک کنین...شبا ساعت 9بخوابین))....خوب اینا چیه که به این بچه ها میگن!!!...الله اعلم...
البته این قضیه فقط به بچه ها منتهی نمیشه وحتی انسان های بالغ هم از لطف این مجریان محترم تلویزیون بی بهره نمی مونن...خوشبختانه هیچ وقت فرصت تماشاکردن این برنامه هارو ندارم اما این چند روز تعطیلی......
((سلاااااام...امروز خیلی روز خوبیه...هوا عالیه....بوی بهار میاد...عید شده...سال نو مبارک...وااای بوی بهارو استشمام میکنم...همین الان داخل یه تقویم 89برنامه هاتون رو بنویسین وحتی درس هایی که سال 88کسب کردین رو برای ما پیامک بزنین به قید قرعه به یه نفر2000تومان جایزه میدیم....))
اینا حرفاییه که مجریای بیکار تلویزیون میزنن وفکر میکنن بقیه هم مثه خودشون بیکارن که بشینن این چرت وپرتارو گوش بدن...حاضرم شرط ببندم حتی اگه 2ساعت پای صحبتهاشون بشینین یه عبارت هم یادنمیگیرین فقط وقت تلف کردنه...اما کی حرف منو میشنوه بازم الله اعلم...
«من ازاولین روز آفرینش چشم براه نگاه جذاب توام...کی مرا میبینی؟!؟»
برنامه ی سلامت استان(اسمشو دقیق یادم نیست،تو مایه های سلامت بود).مهمان برنامه آقای دکتریست و موضوعش هم بیماریهای قلب است.اینجا که میخونید وسطای برنامه ست.
مجری:مث اینکه بیننده ای پشت خط هستن،آقای احمدی(اسم بیننده رو از تو گوشی بهش گفتن!) لطف کنید خودتون رو معرفی کنید!!!!!
بیننده:بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین،انه خیر ناصر و معین.با عرض سلام خدمت شما مجری محترم و آقای دکتر و هم استانیهای عزیز و علی الخصوص هم وطنان خارج از کشور!اینجانب...احمدی فرزند؟ ،54ساله، از....
مجری:خیلی متشکر،میشه بگین از آقای دکتر چه سوالی دارین؟
بیننده:راستش چند وقت پیش فهمیدم قلبم خوب نمیزنه.رفتم دکتر.یه دارویی به من دادن گفتن هر 5 ساعت!دو تا بذارم زیر زبونم.ما این داروها رو یه مدت مصرف کردیم دیگه چیزی نفهمیدیم.یه روز دیدیم رو تخت بیمارستانیم و تازه از کما در اومدیم.پرس و جو کردیم دیدیم مث این که تقصیر این قرص هایی بوده که ما خوردیم.بیشتر پرس و جو کردیم دیدیم مث اینکه ما مشکل دریچه قلب هم داشتیم دکتر تشخیص نداده بودن.این دارویی هم که داده دریچه ی قلبمونو گشاد کرده،خون برگشته تو ریه.حالا الان زنده موندیم خواست خدا بوده.والا تازه هم از کما در اومدم.خلاصه این که خدا رحم کرده هنوز قلبمون میزنه.
مجری:خب پدر جان مشکل شما چیه الان؟
بیننده:از آقای دکتر میخواستم بپرسم ما کجا باید رسیدگی کنیم؟کجا باید شکایت کنیم؟این مخارج میلیونی بیمارستان کیان رو کی باید بده؟بالاخره این آقای دکتر وثوقی که اشتباه تشخیص دادن مقرصن دیگه؟
مجری:ای آقا !شما چرا اسم دکتر رو آوردید؟چرا تبلیغ بیمارستان رو می کنید؟حالا که به خیر گذشته،شما بزرگی کن،از این مسایل خیلی پیش میاد!!!!با این حال اگه سوال دیگه ای ندارین باهاتون خداحافظی میکنیم.
دکتر(در حالیکه نفس راحتی میکشه (که این کار دست گل خودش نبوده)،کلی اعتماد به نفسش رفته بالا سعی میکنه که از آب گل آلود ماهی بگیره و ثابت کنه که از همکارش بیشتر بارشه!) :ببخشید من یه سوال داشتم ازتون،اسم قرص هایی رو که مصرف میکردید میشه بگید.
بیننده:ای آقای دکتر چه فرقی میکنه،سوال من از شما اینه که ما از چه چوری میتونیم دادخواست بدیم.شکایتمون و باید کجا ببریم؟والا مشکل قرص ها که حل شد.الان مسئله هزینه ی بیمارستانه.
مجری:آقای احمدی شما لطف کنید قطع نکنید آقای دکتر تلفنی پاسختون رو میدن،خب بینندگان عزیز وقت برنامه مون همین جا به اتمام میرسه . تا برنامه ی بعدی بدرود.
بعداً نوشت1:در این پست از صنعت "غلو" به کرات استفاده شده،با این حال واقعیه.
2:از سرگرمی های من اینه که زنگ بزنم روابط عمومی این شبکه و انتقادات نسازنده مطرح کنم.
3:این شبکه به احتمال قوی عضو انجمن حمایت از" سایر بازیگران"ه،99 درصد هنرمندایی که دعوت میکنه جز سایر سایر بازیگرانن.
4:با اینکه مطمئنم عوامل این شبکه عمراً سری به فضای مجازی نمیزنن،با این حال اسمی ازش نبردم.